تبلیغات
تحصیل در کشورهای هلند و انگلیس - Why "A" students work for "C" stdudents: and "B" students work for the government, 2013
تحصیل در کشورهای هلند و انگلیس
فرصتهای کوچک،اغلب شروع کارهای عظیم هستند

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Why "A" students work for "C" stdudents: and "B" students work for the government, 2013

اولین کتابی که برای شما در نظر گرفته ام از آقای رابرت تی. کیوساکی، Robert T. Kiyosaki 1947



چرا دانشجویان ممتاز، برای دانشجویان ضعیف کار می کنند؟ و دانشجویان متوسط  هم کارمند

می شوند!

ترجمه لطیف احمدپور، میلاد حیدری، نوبت چاپ دوم 1393

با جمله ای از ریچارد باکمینستر فولر شروع می شود: "همه انسانها نابغه متولد می شوند، این گردش

روزگار است که آنها را به انسانهایی معمولی تبدیل می کند.

همانطور که از عنوان این کتاب مشخص می باشد، حالتی از کتابهای تربیتی دارد که هم برای خود

دانشجو مفید هست و هم به عنوان والدین خواندن این کتاب توصیه می شود. چراکه می آموزد

چگونه فرزندان خود را برای آینده ای بهتر تربیت کنیم.



با توجه به اینکه کتاب را یک نویسنده امریکایی نوشته است، بیشتر موارد در مورد جامعه

امریکا نوشته شده است که البته قابل فهم و قابل تعمیم می باشد.

"دکتر فرانک لانتز که یک افکار سنج محترم و شناخته شده است و نبض جریانات را در امریکا

می سنجد، سال 2009 در کتاب " چیزی که امریکایی ها واقعاً می خواهند... واقعاً"، این سؤال

را نظرسنجی کرده است:

اگر مجبور به انتخاب کردن باشید، ترجیح می دهید مالک یک کسب و کار باشید یا مدیر عامل یکی

از پانصد شرکت برتر مجله فورچون؟"

شما باشید کدام را انتخاب می کنید؟ جواب خودرا بدهید و به ادامه متن به پردازید.

"هشتاد در صد از پاسخ دهندگان گفتند که ترجیح می دهند مالک کسب و کاری با بیش از 100

نفر کارمند باشند.

چهار درصد گفتند که ترجیح می دهند مدیر عامل یکی از پانصد شرکت مجله فورچون باشند که

بیش از ده هزار کارمند دارند و شش درصد هم گفتند که نمی دانند یا پاسخی ندارند. در واقع،

امروز آمریکایی ها می خواهند کار آفرین باشند.

مشکل این جاست که سیستم آموزشی ما به کودکان مان یاد می دهد که کارمند باشند".

متوجه می شویم که بحث مشکلاتی که در آموزش وجود دارد، تنها مربوط به کشور ما

نمی شود و آمریکا هم با این قضیه درگیر است. اما در اروپا و به خصوص هلند قضیه کاملاً

متفاوت است.

"به همین خاطر است که معلمان مدرسه و اغلب والدین تکرار می کنند که: به مدرسه برو تا

یک شغل خوب و با حقوق بالا به دست بیاری. تعداد بسیار اندکی از معلمان و والدین هستند که

می گویند: به مدرسه برو تا یاد بگیری شغل های خوب و با حقوق بالا ایجاد کنی!!!."

"در واقع به خاطر نداشتن آموزش مالی هست که بیشتر آدم ها، کارمند باقی می مانند. بدون

آموزش مالیف بیشتر کارمند ها در وحشت از دست دادن شغلهای خود، یا نداشتن فیش حقوقی

ثابت یا حتی شکست خوردن به سر می برند.

آموزش مالی و تغییراتی که به وجود می آورد، برای کارآفرینها ضروری ست".

"جالب است که بدانید، ادیسون و دیزنی، دبیرستان را تمام نکردند و جابز و زوکربرگ هم هیچگاه

از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند".



"واژه نبوغ Genius مخفف جمله Geni - in - us می باشد که به معنی (Geni همان غول جادو

هست که در کارتون ها هم شاهد هستیم)، توانایی خلق جادویی که درون ماست، بوده و همه

والدین از نبوغ فرزندانشان آگاه هستند، در بازیهای آنها نهفته است. وظیفه اصلی ما شناختن

آن است".

"سؤال: چگونه یک دانش آموز ضعیف یک دانش آموز ممتاز را مغلوب می کند؟ جواب: با یاد گرفتن

مطالبی که دانش آموزان ممتاز در آن زمینه چیزی یاد نمی گیرند".

"یکی از دلائلی که رئیس جمهور اوبامای جوان و کم تجربه نسبت به فرماندار سابق ماساچوست

رامنی، در انتخابات برتری جست مطرح کردن میزان درآمد و پرداخت مالیات خود را در مقابل رامنی

مطرح کرد و خشم مردم را نسبت به وی برانگیخت. هیچکس نپرسید که اوباما با درآمد سالانه

3 میلیون دلار و پرداخت 20/5 درصد مالیات در مقابل رامنی با درآمد سالیانه 21 میلیون و پرداخت

14 درصد مالیات باهوش تر است؟ قانون مدار تر است؟ یا ...

کسی به این فکر نکرد که چطور می شود رامنی غیر قانونی عمل کرده باشد و در چنین مکانی

به راحتی به این قضیه اشاره کند؟ این هوش مالی وی را می رساند، و کم تجربگی اوباما را!

حال اوباما با همین منوال به جای آموزش کودکان برای درآمد زایی، به پرداخت بیشتر مالیات

توسط سرمایه داران پرداخته و در واقع به کودکان به جای ماهی گیری ماهی می دهد".

"تفاوت عمده آندو در این است که رامنی فرزند یک خانواده ثروتمند بوده و اوباما فرزند یک

خانواده فقیر، چرا مهم است؟ چون درس های مربوط به دانش مالی در خانه و توسط خانواده

آموزش داده می شود نه در مدرسه؟"

خانه شما یک دارایی نیست!

از کتاب "پدر پولدار، پدر بی پول" به خاطر نظراتی مثل "خانه شما یک دارایی نیست" به شدت

انتقاد شد. ده سال بعد، در سال 2007، میلیون ها نفر از صاحب خانه ها در کل جهان، بعد از

انجام اشتباهی بزرگ، متوجه شدند که خانه های شان جزو دارایی هایشان نیست.

وقتی ارزش املاک در کل جهان سقوط کرد، میلیون ها نفر سمت ورشکستگی رفتند و از نزدیک

تجربه کردن که خانه شان می تواند یک بدهی بزرگ باشد.

پس انداز کنندگان بازنده هستند.

بعد از بحران 2007، بانک ها نرخ بهره سپرده ها را کم کردند، قبل از بحران، خیلی از پس انداز

کنندگان با درآمد حاصل از بهره پس اندازشان امرار معاش می کردند،. حالا، میلیون ها نفر از

پس ازنداز کنندگان با باقی پس اندازشان زندگی می کنند.

                                                           ***
همه آدم ها معقتدند که بدهی بد است و باید به سرعت از شر آن راحت شد، واقعیت این هست

که هم بدهی خوب وجود دارد و هم بدهی بد، بدهی خوب می تواند شما را پولدار تر کند و بدهی

بد می تواند شما را فقیر کند. متعاقباً در فصول پایانی در این زمینه توضیحات بیشتری می دهد.

                                                         ***

چرا وقتی قیمت ها در کل دنیا، خیلی پائین آمدند، هزینه تحصیلات بیشتر شد؟

* در سال 2006، در ایالات متحده آمریکا قیمت خانه به طور میانگین 230 هزار دلار بود. در سال

2011 قیمت خانه 26 درصد کم شد و به میانگین 170 هزار دلار رسید.

هرچند قیمت خانه سقوط کرد، ولی بین سال های 2006 و 2007 هزینه تحصیلات دانشگاهی

افزایشی 4/6 درصدی داشت و به میانگین 22218 دلار رسید.

* در نهم اکتبر 2007، شاخص سهام داوجونز بالاترین مقدارش در تمام دوران یعنی 14164 واحد

را تجربه کرد. در مارس 2009، شاخص سهام داوجونز بیش از 50 درصد سقوط کرد و به مقدار

6469 واحد رسید.

وقتی بازار سهام بین سالهای 2007 و 2008 سقوط کرد، شهریه دانشگاه ها 5/9 درص بیش تر

شد و به میانگین 23712 دلار رسید.

*در جولای 2008، قیمت نفت خام به نقطه اوج خود یعنی 147 دلاردر هر بشکه رسید و بعد تا

حدود 40 دلار در هر بشکه سقوط کرد. وقتی قیمت نفت خام بین سالهای 2008 و 2009 سقوط

می کرد، شهریه دانشگاه ها 6/2 درصد بیش تر شد و به مقدار 25177 دلار رسید.

در سال 2011، برای اولین بار بدهی وام های دانشگاهی از بدهی کارتهای اعتبار بیشتر شد.

                                                               ***

چرا باید همچنان به فرزندان مان بگوئیم: " به مدرسه برو تا شغل پردرامدی پیدا کنی"، آن هم

وقتی که مشاغل به کشورهایی با دستمزد پائین مهاجرت می کنند؟ چرا یک حسابدار یا وکیل

شویم وقتی تکنولوژی، این امکان را به وجود آورده است که حسابدارها و وکلایی را درکشورهای

با دستمزد پائین استخدام کنیم؟ چرا در مورد امنیت شغلی صحبت کنیم، وقتی که پیشرفت

تکنولوژی بعضی از شغل ها را از رده خارج می کند؟

***




صفحه 50 از 374

در حال به روز رسانی ..

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

امیدواریم سطح علمی جوانان ایرانی همواره با پیشرفت خود در جامعه جهانی افتخار آفرین باشد.

مدیر وبلاگ : A. Kooshabadi

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • علاقه مند به ادامه تحصیل در هلند هستم، اما...









نویسندگان